همه خواب بودند.
شهر خواب بود،
شب نیز !
من بودم و
ابرهایی که نطفه ی باران را
مدام سقط می کردند !
"دلم" راست میگفت :
" بی تو،
گریستن هم
ممکن نیست ! "
RSS
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar