تبليغاتX
ساعتی با شعر من - ایثار...(از خودم)
اشعار برگزیده و زیبا

 

صبح شد!

پنجره را باز، گشودم.

آسمان آبي خود را به دريا بخشيد،

دريا نيز!

آنگاه طلوعي ز پس كوه،

آبي به طلايي گرويده ست!

سبز درختي پشت پرچين من است،

سبزي آن در آب!

اين همه عشق، در يك قاب!

آسمان، درخت، خورشيد، و حتي دريا

رنگ خود را هيچ نفروشند به هم.

كاش من نيز درختي بودم!

+ نوشته شده در  هشتم فروردین 1386ساعت 16:51  توسط علی   |